اندازه متن:
بههنگام شده در: شنبه ، 21 سپتامبر 2019

متحدین اروپایی برای رئیس جدید صندوق بین المللی پول

آدام تووز استاد دانشگاه کلمبیا است ، با تمرکز بر تاریخ اقتصاد. علاوه بر این ، وی موسسه اروپا را در کلمبیا رهبری می کند.

NEW YORK ، اوت 1 2019 (IPS) - در تجدید ساختار سیاسی بزرگ اروپا 2019 ، معلوم شد که کریستین لاگارد پاسخ سوال است که چه کسی باید ماریو دراگی را در بانک مرکزی اروپا جایگزین کند. اما حرکت او سؤال دیگری را باز می کند. چه کسی جانشین لاگارد در صندوق بین المللی پول است؟

سوال یک سؤال اروپایی است زیرا به عنوان بخشی از سازش مؤسسات برتون وودز در 1944 ، ایالات متحده رئیس بانک جهانی را معرفی می کند و مقام مدیر عامل در صندوق بین المللی پول را یک اروپایی بر عهده می گیرد.

منافع آمریكا به صندوق بین المللی پول با توجه به موقعیت مسدود بودن آن به عنوان بزرگترین سهامدار شخصی و از زمان 1990s با نامزد معاون اول مدیر عامل تضمین می شود. امروز این نقش توسط دیوید لیپتون ، که هم اکنون برای لاگارد تکمیل می شود ، اشغال شده است.

تاکنون ، حتی در عصر فزونی تنش بین المللی ، توزیع اساسی غنایم همچنان ادامه داشته است. هنگامی که جیم یونگ کیم به طور ناگهانی خبر عزیمت خود از بانک جهانی را در ژانویه 2019 اعلام کرد ، دولت ترامپ دیوید مالپس را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. علی رغم شهرت وی به عنوان منتقد بانک ، در ماه آوریل مالپاپ به اتفاق آرا و بدون مخالفت انتخاب شد. هیچ کس نخواسته است با کاخ سفید بر تنش شدید بگذارد.

حالا اروپایی ها با برپاشتن فرش قرمز برای لاگارد ، در تلاشند تا با معرفی نام یکی از اعضای خود در صندوق بین المللی پول ، اصلاحات جدید را انجام دهند.

غیرقابل توصیف و آناکرون

گرچه آنها در کنار خود سنت دارند ، این واقعیت که اروپایی ها احساس می کنند حق دارند از این طریق پیش بروند غیرقابل انکار و غیرقابل توصیف است. این برای مشروعیت صندوق بین المللی پول و همچنین ناسالم برای اروپا نیز بد است.

بحران یورو یک وابستگی مستقل سمی بین یورو و صندوق بین المللی پول ایجاد کرد که باید یک بار برای همیشه حل شود. این واقعیت که اروپایی ها با رهبری یک نهاد جهانی به عنوان معامله در معامله سیاسی درون اروپایی - از جمله ریاست پارلمان اروپا ، شورای اروپا و کمیسیون اروپا رفتار می کنند - توهین به آسیب می افزاید.

در مواجهه با قلدری مانند دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین ، اتحادیه اروپا خود را به عنوان حامی نظم و همکاری چند جانبه ترجیح می دهد. و مؤسساتی مانند سازمان تجارت جهانی و صندوق بین المللی پول اصول کلی حاکمیت جهانی را مجسم می کنند.

اما پذیرش این قوانین به نوبه خود بستگی به پذیرش بازیکنان اصلی توزیع قدرت اساسی دارد. با توجه به تغییر عظیم تعادل اقتصاد جهانی در دهه های اخیر ، توافق تقسیم قدرت بین اروپایی ها و آمریکایی ها در مراحل پایانی جنگ جهانی دوم به طور فزاینده ای به چشم می خورد.

این واقعیت که اقتصادهای نوظهور آسیا باید در موسسات برتون وودز صدای بیشتری داشته باشند حداقل از زمان بحرانهای مالی آسیا در اواخر 1990 اذعان شده است. در پی آن بحران ، شیوه برخورد صندوق بین المللی پول با كشورهایی مانند اندونزی و كره جنوبی باعث بروز بحران مشروعیت اساسی شد. از نظر سیاسی ، وام گرفتن از صندوق بین المللی پول سمی شد.

با توجه به اعتراض چند عضو غیر عضو اتحادیه اروپا ، دخالت صندوق بین المللی پول در منطقه یورو این صندوق را وادار كرد كه اصول اساسی مبارزه با بحران را كه از زمان 1990 ایجاد شده بود نادیده بگیرد.

توسط 2007 ، هنگامی که اسپانیایی رودریگو راتو به طور اتفاقی از سمت مدیرعاملی استعفا داد و کار را به سوسیالیست بلندپرواز فرانسوی دومینیک اشتراوس-کان تحویل داد ، این صندوق در حال سقوط بود. لیست مشتری های آن به ترکیه و افغانستان کاهش یافته است. بودجه صندوق بدون هزینه ای که از وام دریافت می کند در حال پیمانکاری بود و "DSK" دوره خود را با کم کردن تیم اقتصاددانان آغاز کرد.

البته برخی آرزو می کنند که صندوق بین المللی پول آرزو خوبی داشته باشد. اما بحران مالی 2008 به این ایده پرداخته است. لیست مشتری این صندوق به سرعت گسترش یافت و به رهبری اقتصادهای ناامید اروپای شرقی مانند مجارستان ، لتونی و اوکراین انجام شد. شروع جلسات رهبری G20 در ماه نوامبر 2009 یک انجمن جهانی جدید ایجاد کرد که در آن اقتصادهای نوظهور از وزن مناسب تری برخوردار بودند.

و این نشست G20 لندن در ماه آوریل 2009 بود که توافق کرد تراز حقوق رأی صندوق بین المللی پول را تنظیم کند و بودجه آن را به بیش از تریلیون دلار 1 برساند. این صندوق بین المللی پول را به عنوان یک سازمان مبارزه با بحران قرن 21st بازگرداند.

اعتماد به نفس متزلزل شد

اما باید آن قدرت آتش را به کجا و چگونه هدایت کنیم؟ در 2010 ، با شروع بحران یورو ، اعتماد جهانی مالی متزلزل شد. فکر دخالت صندوق بین المللی پول در امور منطقه یورو ، هم دولت سارکوزی در فرانسه و هم بانک مرکزی اروپا را ترساند.

اما دستگاه مبارزه با بحران اروپا به آرامی دردناک عمل کرد. برای تثبیت اوضاع ، معامله شد بین صدر اعظم آلمان ، آنگلا مرکل و رئیس جمهور آمریکا ، باراک اوباما ، که از جاه طلبی DSK حمایت می شود.

صندوق بین المللی پول در هر دو برنامه بحران ملی در یونان ، ایرلند و پرتغال و همچنین پشتوانه اصلی یورو درگیر شد. در ماه مه 2010 كمتر از 250 میلیارد یورو از منابع صندوق برای تكمیل تسهیلات مالی اروپا ، سلف ناخواسته بداهه ساز مکانیسم ثبات اروپا اختصاص داده شد.

با توجه به اعتراض چند عضو غیر عضو اتحادیه اروپا ، دخالت صندوق بین المللی پول در منطقه یورو این صندوق را وادار كرد كه اصول اساسی مبارزه با بحران را كه از زمان 1990 ایجاد شده بود نادیده بگیرد. از 2010 تا 2015 ، خود را تحت برنامه های بازسازی بدهی قرار داد ، که اقتصاددانان این صندوق می دانند نابرابر و ناپایدار است.

هنگامی که فعالیت DSK در 2011 آغاز شد ، از طریق سلسله ای از اتهامات مربوط به جرائم جنسی (اتهامات از بین رفت یا وی تبرئه شد) ، اروپایی ها حتی به این نتیجه رسیدند که جانشین وی باید اروپایی باشد زیرا صندوق بین المللی پول در حال حاضر به طور واقعی درگیر شده بود. با یورو.

و دولت اوباما اصرار داشت كه صندوق بین المللی پول مجبور به درگیر شدن باشد ، زیرا از ترس اینكه اروپا "لحظه لمان" را تحریک كند.

استفاده از این دو سهامدار بزرگ در این راه برای مشروعیت صندوق بین المللی پول به عنوان یك نهاد جهانی بد بود و این برای اروپا بد بود. این صندوق نه تنها به عنوان بخشی از "تریکا" با کمیسیون و بانک مرکزی اروپا ، زیر نویس مدیریت فاجعه بار اروپا از بحران بدهی منطقه یورو. توانایی فراخوان در این صندوق همچنین به معنای آن بود که اروپا بتواند پایش را به سمت ساختن شبکه ایمنی خود بکشاند.

به اعتقاد لاگارد است که او مسیری طولانی را برای خارج کردن صندوق بین المللی پول از منطقه یورو طی کرده است و از ثبت نام در سومین کمک مالی خود برای یونان در 2015 امتناع کرده است. اما این تجربه فقط تأیید می کند که صندوق در دست اروپا امن نیست.

موضوع دعوا

در همین حال ، استدلال افزایش نفوذ اقتصاد در حال ظهور اقتصاد بر صندوق بین المللی پول از همیشه قوی تر است. امروز EU27 ، به استثنای انگلیس ، دارای سهم رأی گیری 25.6 درصد است ، در مقایسه با درصد 16.5 برای ایالات متحده ، 6 درصد چین ، 5.3 درصد برای آلمان ، 4 درصد برای فرانسه و 2.6 درصد هند. اینکه دقیقا چگونه باید سهمیه تجدیدنظر شود موضوع بحث است.

آیا معیار مربوط به اندازه ذخایر ارزی یا تولید ناخالص داخلی است؟ اگر تولید ناخالص داخلی ، پس از آن باید در برابری قدرت خرید یا نرخ ارز فعلی اندازه گیری شود؟

از نظر PPP ، چین بزرگترین اقتصاد جهان است. با نرخ ارز فعلی هنوز مسیری طولانی پشت آمریکا است. و چگونه باید ماهیت بسته بخش اعظم اقتصاد چین در توازن باشد؟

انتخاب فرمول خود عملی بسیار سیاسی است. اما حتی اگر کسی ببرد فرمول سهمیه صندوق بین المللی پول با توافق موجود توافق شده است ، پیامدها کاملاً واضح است. سهم رأی گیری چین باید به 12.9 درصد دو برابر شود.

سهم رأی دهی اتحادیه اروپا باید به 23.3 درصد و سهم ایالات متحده به 14.7 درصد کاهش یابد. تغییر دوم بسیار مهم است زیرا باعث می شود ایالات متحده به زیر 15 درصد آراء لازم برای اعمال حق وتو بر تصمیمات هیئت مدیره ، که نیاز به اکثریت 85 درصد دارد ، فشار وارد کند.

ما در سیاست جهانی لحظه ای شکننده هستیم. آمریکا نابسامان است. تنش ها با چین در حال افزایش است. اتحادیه اروپا تصمیماتی را برای تصمیم گیری در مورد کجا می گیرد.

هیچ فرصتی برای پذیرش چنین تغییری در آمریکا وجود ندارد. در واقع ، هیچ چشم انداز واقع بینانه ای از واشنگتن در مورد تعدیل سهمیه وجود ندارد. در زمان اوباما ، جمهوریخواهان در کنگره تا ژانویه 2016 را به تصویب رساندند تا تغییر جزئی در موازنه حق رای را بپذیرند که توسط دولت آمریکا در لندن در بهار 2009 پذیرفته شد.

برای اینکه اروپایی ها بتوانند از این بن بست استفاده کنند و بار دیگر یکی از خود را به سمت مدیر عامل منصوب کنند ، نمایشی آشکار از بی اعتمادی است. اگر اروپا در مورد نظم بین المللی با تأمین تدریجی مطالبات مشروع قدرتهای در حال افزایش ، جدی باشد ، می تواند با باز کردن جایگزینی لاگارد برای نامزدهای باتجربه از بازارهای نوظهور ، سیگنال مهمی را ارسال کند. چندین امکان بارز وجود دارد.

دونده های جلو

سه راننده متداول در این زمینه عبارتند از: آگوستین کارستن ، سابقاً بانک مرکزی مکزیک و در حال حاضر بانک تسویه حساب های بین المللی در بازل را اداره می کند. راغورام راجان ، اقتصاددان ارشد سابق صندوق بین المللی پول ، رئیس بانک مرکزی هند و اکنون پاشنه پا را در دانشکده تجارت غرفه در دانشگاه شیکاگو لگد می زند. و وزیر خارجه سابق دارایی سنگاپور ، Thmanman Shanmugaratnam ، که اولین آسیایی بود که ریاست گروه کلیدی سیاست صندوق بین المللی پول را به عهده داشت ، کمیته بین المللی پول و مالی.

این واقعیت که این مردان از اقتصادهای نوظهور سرچشمه می گیرند باعث نمی شود آنها طرفدار دیدگاه های هتروودوکس شوند - همه عادت کننده مدار داووس هستند. راژان از نظر فکری بالاترین امتیاز را دارد. اما ترجیحات او در تغییر مسیر اقتدارگرایی اجرا می شود. راجان یکی از شدیدترین منتقدان اقدامات غیر متعارف سیاست های پولی بود که توسط بانک فدرال بن برنانک دنبال شد.

با این وجود ، هر یک از آنها به عنوان رئیس صندوق بین المللی پول می تواند یک تغییر اساسی در تعادل اقتصاد جهانی باشد. و هر یک از آنها کاندیدای قوی تری نسبت به لیست کوتاهی است که اروپایی ها تاکنون تهیه کرده اند.

مارک کارنی ، رئیس (بانک کانادایی) بانک مرکزی انگلیس ، تنها "اروپایی" است که از نظر ایستادگی در دنیای امور مالی جهانی می تواند با این سه نفر مطابقت داشته باشد. اما علی رغم گذرنامه ایرلندی ، وی به اندازه كافی اروپایی رد شده است. و با توجه به نیاز به پشتیبانی بیش از Brexit ، دوبلین قصد ندارد این مسئله را وادار کند.

متاسفانه صدای قاطع در اروپا مشخص می شود که نماینده منطقه یورو باید این شغل را داشته باشد. و در این مرحله ، نزاع و آشنای اروپایی آغاز می شود. اروپای جنوبی دو نامزد در حلقه دارد: ماریو سنتنو از پرتغال ، رئیس فعلی اتحادیه اروپا و نادیا کالویچو ، وزیر اقتصاد اسپانیا و یک مقام ارشد سابق اتحادیه اروپا. هر دو فاقد مشخصات و تلاش برای یافتن پشتیبانی از شمال اروپا هستند.

عمیقاً دخیل است

این دو نامزد که می توانند حمایت شمال اروپا را به خود جلب کنند ، عمیقاً درگیر فاجعه یورو هستند. اولی رن ، فرماندار بانک مرکزی فنلاند ، به طور گسترده ای به عنوان گزینه جایگزین برای جنس ویدمن در سهام ECB تصور می شد.

بدون شک وی از لیگ جدید Hanseatic حمایت می کند ، با همه آنچه دلالت دارد: بین 2010 و 2014 ، به عنوان کمیسر امور اقتصادی و پولی و یورو در کمیسیون باروسو ، رن با صراحت از خط ریاضت دفاع کرد.

اما حتی بدتر از این که مرد ظاهراً رهبر جلو باشد ، جروین دیزلسلم ، وزیر دارایی سابق هلند. وی به عنوان رئیس اتحادیه یورو گروه از 2013 تا 2018 ، او ترکیبی از نارضایتی پوپولیستی شمال و تنگ نظر مالی را توصیف کرد که سیاست های منطقه یورو را در قبال قبرس و یونان دیکته می کرد. اگر او به عنوان مدیر عامل صندوق بین المللی پول ظاهر شود ، این یک پیچش وحشتناک در حماسه درگیری این صندوق با یورو خواهد بود.

ما در سیاست جهانی لحظه ای شکننده هستیم. آمریکا نابسامان است. تنش ها با چین در حال افزایش است. اتحادیه اروپا تصمیماتی را برای تصمیم گیری در مورد کجا می گیرد. در مؤسسات سازمان ملل و برتون وودز ، که در مراحل پایانی جنگ جهانی دوم ایجاد شده است ، بازنمایی بیش از حد آناکرون دارد. این خطر وجود دارد که دلهره اروپا با مشکلات مربوط به خود ، مشروعیت این نهادها را زیرپا بگذارد.

در عوض ، اروپا باید آنچه را که برای استفاده خوب در اختیار دارد ، قرار دهد. این باید با افتتاح دوره جدیدی در صندوق بین المللی پول آغاز شود.

این مقاله یک انتشار مشترک است اروپا اجتماعی و سیاست و جامعه بین المللی -IPS-Journal.

با ما ارتباط برقرار کنید

مشترک شدن در خبرنامه ما